السيد محمد حسين الطهراني

71

معاد شناسى (فارسى)

محشوره در معاد جسمانى ، مطلبى نقل مىكند كه شايان توجّه است . ميگويد : براى ابدان برزخيّه كه موضوع و محلّ براى صورت تصويرات انوار مؤمنين و نائرات كافرين باشد ، شيخ الرّئيس در كتاب « مبدأ و معاد » خود ذكر كرده است كه : بعضى از اهل علم - از آن كسانى كه در گفتارشان گزاف گوئى نيست - براى تصوير معاد جسمانى گفتار قابل قبولى را گفته است . [ چون انسان از دنيا ميرود ، براى آنكه نفسش در عالم خيال و

--> تو مهرِ مشرقِ جانى به غربِ جسمْ نهان * تو دُرّ گوهر پاكى فتاده در دل خاك توئى كه آينهء ذات پاكِ الهى * ولى چه فائده هرگز نكردى آينه پاك غرض توئى ز وجود همه جهان ور نه * لَما يُكَوَّنُ فى الكَون كآئنٌ لَولاك همه جهان به تو شادند و خرّم و خندان * تو از براى چه دائم نشسته‌اى غمناك همه جهان به تو مشغول و تو ز خود غافل * همه ز غفلت تو خائفند و تو بى باك نجات تو به تو است و هلاك تو از تو * ولى تو باز ندانى نجات را ز هلاك تو عين نور بسيطىّ و موج بحر محيط * چنان مكن كه شوى ظلمت خس و خاشاك اگر چو مغربى آئى ز كائنات آزاد * به يك قدم بتوانى شد از سَمَك به سِماك ( « ديوان مغربى » ص 80 و 81 )